روزنوشته‌های من

طبقه بندی موضوعی
این عکس به نظر من فوق العاده است و بیان کننده ی یه اشتباه فکری خیلی مهم(که خودم هم دارم)!
What Most People Think:چیزی که اکثر مردم فکر می کنند
ٌWhat Successful People Know:چیزی که افراد موفق  میدانند
Fail:شکست
Win :پیروزی

winfail

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۵۵

همیشه وقتی می شنوم که کسی در حادثه ای نابینا شده و یا بیماری وجود داره که باعث نابینا شدن انسان ها میشه یا کسی به طور مادرزاد نابینا بوده ،مو به تنم سیخ میشه و با خودم می گم :خداوندا ،همه رو از این اتفاقات حفظ کن(شاید هم نمی گفتم همه و فقط خودم رو می گفتم اما دوست ندارم برای هیچ کسی اتفاق بیفته ).

قطعا ماهایی که می بینیم درک نمی کنیم که یک نابینا چه زندگی داره و چه سختی هایی روبروش قرار داره.اما من می خواهم بگم که واقعا افراد نابینا قابل ستایش هستند.اون ها با این که نمی بینن اما خیلی از چیز هایی رو متوجه میشن که ما بیناها حتی بهش فکر نکردیم.اون ها احساسات رو متوجه میشن.با دقت گوش میدن  . بعضی هاشون با نهایت اراده و قدرت جلوی سیل مشکلات مثل کوه می ایستن و کار می کنن،شعر حفظ می کنن،کمک می کنن و  در یک کلام زندگی می کنن.

من واقعا نمی تونم درباره اون ها درست صحبت کنم و فکر کنم که هیچ کسی جز خودشون نتونه .اما فقط می خواستم بگم که ستایششون می کنم و دوستشون دارم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۵۸

با سلام خدمت همه ی شما دوستان .

شعر عقاب یک شعر بسیار زیبا و دل نواز از دکتر پرویز ناتل خانلری است.درباره ی ایشون می توانید اینجا بخوانید .شعر در مورد عقابی هست که ...

نه بگذارید نگویم.گاهی اوقات نمی شود یک شعر  را خلاصه کرد.

 توی اینترنت که بگردید نسخه مناسب چاپ خوبی پیدا نمی کنید .من هم مجبور شدم خودم یکی درست کنم که به نظرم خیلی زیبا و مناسب چاپ از آب در آمده است و توصیه می کنم اگر می خواهید این شعر زیبا را چاپ شده داشته باشید از دستش ندهید:

دانلود شعر زیبای عقاب-نسخه مناسب چاپ

 

چند بیت آغازین این شعر زیبا:

گشت غمناک دل و جان عقاب            چو ازو دور شد ایام شباب
 دید کش دور به انجام رسید               آفتابش به لب بام رسید
باید از هستی دل بر گیرد                        ره سوی کشور دیگر گیرد

خواست تا چاره ناچار کند                   دارویی جوید و در کار کند
صبحگاهی ز پی چاره کار                 گشت بر باد سبک سیر سوار
گله کاهنگ چرا داشت به دشت           ناگه از وحشت پر ولوله گشت
و ان شبان بیم زده، دل نگران               شد پی بره‌ نوزاد دوان
 کبک در دامن خاری آویخت            مار پیچید و به سوراخ گریخت
آهو استاد و نگه کرد و رمید            دشت را خط غباری بکشید



                                               


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۷:۲۱

در قسمت قبل موضوعاتی رو بررسی کردیم و البته یکمی هم درهم برهم نوشته بودم که ببخشید دیگر!

در بخش قبل گفتم که به نظر من کنکور فقط باعث هر چه بسته تر شدن ذهن دانش آموزان می شه چون ما به دانش آموز شیوه ی حفظ و تست و استفاده از فرمول رو یاد میدیم برای همین هم وقتی قراره بیاد و یه چیز واقعی درست بکنه(توی صنعت و ...)کاملا دست و پای خودشو گم می کنه.چون با فرمول نمی شه وسیله درست کرد.البته تو درست کردنش  فرمول به کار میاد اما محیط واقعی تستی نیست که تو 40 الی 60 ثانیه حل شه و عدد توی فرمول بدیم و  جواب از توی فرمول بیفته بیرون!(جدا از این ها به نظر من سوالی که در 40 الی 60 ثانیه حل شود خیلی ارزش زیادی ندارد.البته معمولا.مثال نقضش هم وقتی است که از دکتر می پرسید که من فلان مریضی رو دارم ؟اون هم میگه آره یا نه که خوب جوابش ارزشمنده ولی اون دکتر هم معمولا نمیتونه تو 40-60 ثانیه جواب بده ،آزمایش می نویسه و ..و..)

اما در این قسمت نمی خواهم خودم برایتان مطلب  بنویسم.در واقع ادامه ی متن داستانی از ریچارد فاینمن است.این داستان فوق العاده است و من هم یه جاهاییش توضیح میدم چرا انقدر به وضع کنکور ما ربط داره.البته خوب این داستان در یه دانشگاه اتفاق افتاده و صحبت هایی از نور قطبیده (؟)شده که من خیلی متوجه نشدم و وقتی در موردش سرچ کردم گیج تر(!)هم شدم اما به هر حال نکته اصلیش رو خواهید گرفت:

(متنی که گرفتم قسمتی داره که در مورد فاینمن توضیح داده ، می تونید اینجا در باره ایشون بخونین)


.... و اما آن یک ترم تدریس در برزیل و مشاهده وضعیت آموزش در این کشور برایم تجربه خیلی جالبی بود. دانشجویانی که به‌شان درس می‌دادم بیشترشان عاقبت معلم می‌شدند چون که در آن سال‌ها در برزیل چندان امکانی برای مشاغل دیگر در اختیار فارغ‌التحصیلان رشته‌های علمی نبود. این دانشجویان قبلاً خیلی از درس‌های فیزیک را گذرانده بودند و درس من قرار بود پیشرفته‌ترین درس‌شان در الکترومغناطیس باشد ـ معادلات ماکسول و این قبیل چیزها. دانشگاه در چندین ساختمان اداری در سراسر شهر پخش بود و کلاس من در ساختمانی رو به خلیج برگزار می‌شد.

در این کلاس پدیده خیلی عجیبی کشف کردم: گاهی سؤالی می‌کردم که دانشجوها فی‌الفور به آن جواب می دادند اما دفعه بعد که به نحوی همان سؤال را مطرح می‌کردم اصلاً نمی‌توانستند جواب بدهند ! (من:برای شما پیش نیومده ؟وقتی معلم یه سوال رو یه جور دیگه می پرسه و همه هم رو نگاه می کنیم.من فکر میکنم این به خاطر اینه که ما میشینیم و درسی مثل فیزیک رو معلم  برامون میگه و در واقع درک درستی پیدا نمی کنیم از مطلب تدریس شده و سریع هم میرسیم به فرمول و نکته ،اون هم در درسی مثل فیزیک که قوانینش اکثرا با آزمایش و تجربه به دست میان )مثلاً، یک‌‌بار که داشتم درباره نور قطبیده صحبت می‌کردم به همه‌شان یک ورقه پولاروید دادم. پولاروید فقط نوری را عبور می‌دهد که بردار الکتریکی‌اش در جهت معینی باشد، بنابراین توضیح دادم که چطور از تاریک یا روشن بودن صفحه پولاروید می‌شود فهمید که نور در کدام جهت قطبیده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۲ ، ۰۰:۰۳

 کنکور  

 میخواهم در این نوشته کمی در مورد کنکور سراسری و این که کنکور چه خوبی هایی دارد و چه بدی هایی دارد و این که نحوه ی امتحانات در ایران چه خوبی خا و بدی هایی دارد صحبت کنم.و البته قبل از بررسی تو ضیح میدم که الآن از لحاظ امتحانات تو مدرسه ما چه خبره.

وضعیت خودم در حین نوشتم مطلب:

   مدرسه ی ما حوزه امتحانات نهایی سوم دبیرستان شده و برای همین ما که سال دوم هستیم اون روزایی که بقیه امتحان نهایی دارن نمیتونیم بیایم و امتحان بدیم .

نتیجه قابل پیش بینی است .چون امتحانات باید تا 20 خرداد جمع و جور بشه امتحانات ترم دوم ما از دو هفته پیش شروع شده(دقیقا 14 اردیبهشت )  و تا الآن هم ادامه داره .جالب تر اینکه  از  10 تا 13 هر روز  امتحان مرحله دوم المپیاد(کامپیوتر و ریاضی) داشتیم!امروز اولین امتحان ترم دوم  رسمی ما بود یعنی امتحانی که توش بهتون وقت میدن تو خونه بخونین و دیگه مسلما مدرسه نمیرین!امتحانات با امتحان عربی شروع شده و من هم امتحان رو خوب دادم و فقط یه بی دقتی کوچک(در حد 0.25)داشتم.

 

و حالا نقد رو شروع میکنیم :

آیا  امتحانات و کنکور سراسری در ایران واقعا باعث تقویت روحیه علمی دانش آموزان می شوند؟

امتحان

   بگذارید اول در مورد امتحانات  بحث کنیم . نحوه ی برگزاری امتحانات  چجوری هست؟توی مدرسه ی ما که مدرسه تیزهوشان هست(اژه ای 2 اصفهان)اینطوریه که یه سری سوال میدن که شما به راحتی میتونین توش تا 18 رو بیارید اما از اون به بعد یه سری نکته به سوالا اضافه میکنند یعنی همون استثنا ها و نکات ظریف که باید دقت کنید تا بتونید پیداشون کنید.من امتحان نهایی ندادم ولی به نظر میرسه امتحانات نهایی هم همین طور هستند .

نحوه ی برگزاری اینطوری امتحانات باعث چی می شود؟ 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۴۵