روزنوشته‌های من

و نمیدانم

پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۵۵ ق.ظ

به بعضی چیز‌ها که فکر می‌کنم گاهی در خود فرو می‌روم. یادم هست که گفته بودم باید یک سالی طول بکشد و قضیه زودرس است. و زودرس بود. وقتی مجبور به شروع کردن همه چیز شدم که تا لحظاتی قبلش میخواستم کمی دور شوم. کمی دور برای اینکه پخته‌تر برگردم. مصمم‌تر و مطمین‌تر. اما زودرس اتفاق افتاد. به هر حال خواستم همه‌چیز را جدی کنم و همه چیز را قطعی.به ناگهان در همان موسم کاملا جدی کردن قضیه همه چیز تمام شد. قبل از این که بتوانم همه چیز را جدی و رسمی پی بگیرم. نمی‌دانم در این مورد چه می‌توان گفت. نمی‌دانم این زودرس بودن و نارس بودن چقدر سهم داشت. به هر حال یاد گرفتم که زودتر بپزم. ما از اتفاقات توشه‌ی خودمان را برمی‌داریم و به اشتباهات دیگران نباید فکر کنیم. مهم نیست دیگران چه کرده‌اند مهم این است که درس ماجراها برای ما چیست و درس این ماجرا برای من این بود که زودتر پخته شوم،‌ بیش‌تر فکر کنم، توکل کنم و با شور و علاقه‌‌ی بیش‌تری کارهایم را پی‌ بگیرم. و خداوند بزرگتر است.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۱۱
milad ink

نظرات  (۲)

۲۱ آبان ۹۶ ، ۲۰:۵۶ ایکس به توان 2
سلام دوست عزیز.
قطعی کردن کارها انگار خارج از قدرت آدمهاست .انگار یک نیرویی می خواد خودش رو به ما نشان بده،
پاسخ:
سلام. چی بگم جناب:) بحث دینی هست گویا و من نمیدونم چه پاسخی بدم. اگر بیشتر فکر کردم و نظری بود عرض میکنم.
۲۱ آبان ۹۶ ، ۲۱:۳۵ ایکس به توان 2
پخته شدن = یاد گرفتن قوانین حاکم بر جهان هستی.
موافقید؟
وقتی قوانین را بلد نیستیم ،شکست می خوریم .
شکست که خوردیم یک مرحله می ریم جلو ،
حداقل می فهمیم با این روش جواب نمی گیریم،

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی